من و کتاب: فروشگاه اینرنتی کتاب
من و کتاب: خرید اینرنتی کتاب
چطور روابط اجتماعی کودک را تقویت کنیم؟

انسان موجودی اجتماعی است و قسمت بزرگی از زندگیش در ارتباط با دیگران تعریف می‌شود. بنابراین دور از ذهن نیست که بگوییم میزان موفقیت افراد به میزان تسلطشان بر مهارت¬های اجتماعی¬ بستگی دارد. این روابط از بدو تولد شروع می¬شوند و لازم است از همان دوران کودکی آموزش نحوه تعامل با دیگران شروع شود. ارتباط سالم با پدر و مادر اولین و مهم¬ترین حلقه روابط اجتماعی به‌شمار می¬آید. بعد از آن به ترتیب بستگان نزدیک، مربی و سایران بیشترین اهمیت را دارند. عاطفه کیانی¬نژاد _کارشناس ارشد روان¬شناسی و مدرس دانشگاه_ با در نظر گرفتن شرایط جامعه ابتدا بر ارتباط پدر با فرزند تاکید می¬کند و در ادامه به بررسی انواع روابط اجتماعی می‌پردازد.

ارتباط نزدیک با مادر برای بچه کافی است؟

ضرب¬المثل یک دست صدا ندارد، در تربیت فرزند هم صدق می‌کند. حضور پدر و مادر در امر فرزندپروری ضروری است. والدین هیچ¬یک نمی¬توانند به تنهایی و بدون همکاری دیگری کودک سالمی را بار بیاورند؛ چراکه هرکدام ویژگی¬هایی دارند که حذفشان باعث می¬شود کارها به خوبی پیش نرود و یک جای کار بلنگد.

با وجود این گاهی تعادل زندگی به هم می¬خورد¬ و یکی از والدین غایب می‌شود. طلاق و مرگ و رفتار غلط پدر یا مادر، سه عاملی هستند که سبب می¬شوند کودک تحت نظارت و تربیت یکی از والدین قرار بگیرد.

آیا جای خالی والدین پر می¬شود؟

در خانواده¬هایی که یکی از والدین از دنیا رفته¬اند یا طلاق صورت گرفته است، چاره¬ای نیست و هر کسی با توجه به شرایط زندگی و به روشی سعی می¬کند امور را پیش ببرد. بعضی افراد پس از مرگ همسر یا طلاق مجدد ازدواج می¬کنند تا خلاء عاطفی و تربیتی کودک پر شود. در ‌حالی‌ که واقعیت این است هیچ¬کس نمی¬تواند نقش پدر یا مادر ازدست‌رفته را بازی کند و این جای خالی هرگز قابل پر شدن نیست. مثلا در صورت ازدواج مجدد، مرد یا زنی که وارد زندگی می¬شود صرفا همسر است و وظیفه تربیت کودک را ندارد؛ اما در عین حال لازم است بتواند با کودک ارتباط خوبی برقرار کند. آن هم نه مثل یک مادر و پدر واقعی؛ بلکه مانند همسر پدر یا مادر.

علاوه بر این ارتباط با بستگان نزدیک و هم¬جنس کودک تاثیر بسیار خوبی بر تربیت او می‌گذارد. مثلا برای یک پسر حضور دایی، عمو و پسرهایشان و برای یک دختر معاشرت با خاله، عمه و دخترهایشان می¬تواند از نظر عاطفی تا حدی جبران¬کننده باشد.

اما وقتی کودک طلاق هفته¬ای یک¬بار پدر یا مادر خود را می¬بیند، والدین باید بنا به مصلحت کودک، در امور فرزندپروری با یکدیگر تعامل صحیحی داشته باشند. مثلا اگر کودک پیش مادر زندگی می¬کند، از پدر خواسته شود تا در همان یک روز که از کودک نگهداری می¬کند به اصول تربیتی که مادر آن را تعریف کرده، وفادار باشد. یعنی اگر بچه عادت دارد هر شب ساعت نه بخوابد، این نکته در آن یک شب پیش پدر هم رعایت شود.

در حالت سوم والدین هر دو زنده هستند و با هم زندگی می¬کنند. ولی یکی از آن¬ها دخالتی در تربیت فرزند ندارد. معمولا این پدرها هستند که بنا به شرایط یا اختیار خود، مشارکتی در فرزندپروری ندارند. پیش از هر چیز باید علت عقب‌نشینی مشخص شود تا بر اساس آن راه‌کار متناسب با مشکل را بیابیم.

چرا پدر در تربیت مشارکت نمی¬کند؟

مادران وسواسی و پدران بی‌مسوولیت هر دو به یک اندازه باعث می‌شوند کودک از تربیت پدر محروم شود. سه حالت وجود دارد: یک؛ پدر بی¬مسوولیت است. دو؛ مادر شخصیت وسواسی دارد. سه؛ مادر می¬خواهد مادر کامل باشد.

پدر بی¬مسوولیت است

پدری که وظایفش را به‌درستی انجام نمی¬دهد و نمی¬تواند آن‌طور که باید، از کودک مراقبت کند. بنابراین مادر ترجیح می¬دهد فرزندش را دست چنین پدری ندهد تا کمتر آسیب ببیند. گاهی مساله چیزی بیش از بی¬مسوولیتی است و تنها ماندن کودک پیش پدر برایش خطر دارد. پدرهایی که نمی¬توانند خشمشان را کنترل کنند و در حالت عصبانیت به اشیاء و دیگران آسیب می¬زنند، قابل اعتماد نیستند. علاوه بر این پدرهای ناسالمی هم هستند که کودک¬ را آزار جنسی می¬دهند. طبیعی است مادر برای حفظ جان و سلامت روح و تن کودک نه‌تنها حاضر نیست پدر را وارد بازی کند؛ بلکه ترجیح می¬دهد هر چه بیشتر میان او و کودک فاصله بیندازد.

مادر شخصیت وسواسی دارد

بعضی مادرها فقط خودشان را دارای صلاحیت می¬بینند و فکر می¬کنند پدر هر کاری که انجام بدهد، اشتباه خواهد بود. بنابراین برای اینکه اشتباهات خیالی، به تربیت کودک خدشه¬ای وارد نکند، به او اجازه¬ مداخله در امور فرزند را نمی¬دهند. یا در یک حالت دیگر آن‌قدر از رفتار پدر با کودک انتقاد می¬کنند و ایراد می¬گیرند که پدر ناچار می¬شود کناره¬گیری کند. چون در این شرایط هم تحقیر می¬شود، هم خسته. در نهایت صلاح نمی¬بیند بیش از این وضعیت را تحمل کند و کودک را به حال خود می‌گذارد.

مادر کامل

حتما مادرانی را که به‌تنهایی همه کارها را انجام می¬دهند دیده¬اید. آن‌ها دلشان می¬خواهد بهترین باشند و برای رسیدن به این هدف سخت تلاش می¬کنند. یک مادر کامل مرتب به خوردوخوراک کودک می¬رسد، او را به مدرسه و کلاس¬های مختلف می¬برد و به خانه برمی‌گرداند. خریدها را خودش انجام می¬دهد. برای اینکه کودک او را بهترین بداند، وظایف طبیعی کودک را انجام می-دهد. اجازه نمی¬دهد خود کودک کمترین زحمتی بکشد. حتی به‌جایش فکر می¬کند و تصمیم می¬گیرد. خلاصه در رسیدگی به کارهای کودک و به‌طور کلی در فرزندپروری هیچ سهمی را برای پدر در نظر نمی¬گیرد. ضمن اینکه اگر پدر هم اصرار به مشارکت داشته باشد، این اجازه را نمی¬دهد و سعی می¬کند او را دور نگه دارد. چون می¬خواهد خودش بهترین باشد (چه در نظر دیگران، چه پیش کودک). حاضر نیست مسئولیت‌ها را با پدر قسمت کند.

چه باید کرد؟

* اگر بی‌مسئولیتی شامل بی¬دقتی در یکی دو مورد باشد، مادر می¬تواند در فضایی دوستانه حساسیت مساله را به پدر یادآوری کند و به اتفاق راه‌حلی برای این مشکل پیدا کنند. اما اگر مادر می‌داند که پدر کودک¬آزاری می¬کند، باید او را راضی کند تا برای درمان به متخصص مراجعه کند. اگر هم راضی به درمان نشد، بهترین راه این است که کودک را با پدر تنها نگذارد.

* مادران وسواسی باید بدانند هیچ¬کس نمی¬تواند ادعا کند که دچار اشتباه نمی‌شود. خود آن¬ها هم ضعف¬هایی دارند و اشتباهاتی مرتکب می¬شوند. اولین اشتباه همین نگاه غلط به تربیت فرزند است. راهکار ساده این است که مادر بدون اینکه به همسرش انگ نابلدی بچسباند، با او صحبت کند و انتظاراتش را مطرح کند تا در تربیت فرزند به یک روش واحد و مشخص برسند. همچنین بسیار مهم است والدین همیشه در پی مطالعه و کسب آگاهی در زمینه فرزندپروری باشند. کتاب¬ها و مقالات بسیار زیادی دراین¬باره وجود دارد. اگر کسی نمی¬تواند مطالعه کند، در عوض می¬تواند از متخصص مشورت بگیرد یا در دوره¬های فرزندپروری شرکت کند. بالا بردن آگاهی می¬تواند این مشکل را از بین ببرد.

* لازم است مادران کامل بدانند فشار آوردن به خود برای بهترین شدن، فایده¬ای ندارد. مادری برای کودکش بهترین است که در وهله¬ اول حال خودش خوب باشد. مادری که همیشه به فرزندش رسیدگی می¬کند، برای او جذاب نخواهد بود. برای اینکه مادر جذاب و بهتری باشید، لازم است ساعاتی از روز را به امور شخصیتان اختصاص بدهید. همسرتان را فراموش نکنید و برای با هم بودن زمان بگذارید. اگر همسرتان را در تربیت فرزند شریک کنید و مسئولیت‌هایی را هم به او بسپارید برای انجام همه این کارها فرصت خواهید داشت.

چرا حذف پدر به کودک آسیب می¬زند؟

حضور موثر پدر در فرزندپروری باعث می‌شود کودک تربیت سالم¬تری داشته باشد. علاوه بر این فایده مهم دیگری هم دارد؛ کودک به این وسیله ارتباط بهتری با پدر برقرار می¬کند و به او تکیه می¬کند. مادرانی که در مسیر سرنوشت¬ساز تربیت کودک به هر دلیلی پدر را حذف می‌کنند، ناخواسته به کودک آسیب می‌رسانند. حضور موثر و مشارکت پدر در امور تربیتی باعث می¬شود کودک پدر را صاحب قدرت بداند و به او تکیه کند. وقتی پدر کنار می¬کشد یا کنار گذاشته می-شود، ناخودآگاه این تصور برای کودک ایجاد می¬شود که پدرش ضعیف است و از پس کارها برنمی¬آید. در نتیجه به‌طور طبیعی نمی¬تواند به یک فرد ضعیف تکیه کند و رابطه سالم او با پدر مخدوش می¬شود و برایش خلاءهایی می¬سازد که با هیچ‌چیز پر نمی¬شوند. لازم به یادآوری است که اولین الگوی هر فردی پدر و مادر او است و در مقاطع سنی مختلف و در مواجهه با دنیای بیرون آن¬ها همیشه پشت و پناه هستند. پس نباید اجازه داد یکی از این پایگاه¬های مهارت¬آموزی نابود شوند.

چرا حذف پدر به کودک آسیب می زند؟